ISO10006
آخرین ویرایش استاندارد ISO 10006 در سال 2003 توسط سازمان جهانی استاندارد سازی (ISO-International Organization for Standardization) منتشر گردیده است. استاندارد ISO 10006 بر اصول و مفاهیم مدیریت کیفیت و برقراری مواردی که در دستیابی به اهداف کیفی پروژه ها تاثیرگذار هستند، تاکید می کند. در حقیقت این استاندارد تشریح کننده سیستم مدیریت کیفیت در پروژه ها است که مشتمل بر موارد ذیل است:
الف) مشخصات پروژه كه دربرگيرنده: سازمانها، فرایندها، مراحل پروژهها و فرایندهاي مديريت پروژه میباشد.
ب) سيستمهاي مديريت كيفيت که در برگيرنده: اصول مديريت كيفيت و سيستم مديريت كيفيت پروژه ميباشد.
ج) مسئوليت مديريت
د) مديريت منابع
ه) پديدآوري محصول كه شامل فرایندهاي مختلف پروژه ميباشد.
از دیدگاه استاندارد ISO 10006 بهطور مشخص دو جنبه برای به کارگیری مدیریت کیفیت در پروژهها وجود دارد. یک جنبه مربوط به فرایندهای مدیریت پروژه و دیگری مربوطه به فرایندهای مرتبط با محصول پروژه میباشد.
در این استاندارد فرایندهای پروژه براساس همانندیشان به یازده گروه تقسیم شدهاند که عبارتند از:
- فرایندهای استراتژیک
- فرایندهای مرتبط با منابع
- فرایندهای مرتبط با کارکنان
- فرایندهای مرتبط با وابستگی (Interdependency-related processes)
- فرایندهای مرتبط با محدوده
- فرایندهای مرتبط با زمان
- فرایندهای مرتبط با هزینه
- فرایندهای مرتبط با ارتباطات
- فرایندهای مرتبط با ریسک
- فرایندهای مرتبط با خرید
- فرایندهای مرتبط با اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و بهبود
در استاندارد ISO 10006 فازهای پروژه مراحلی هستند که چرخه عمر پروژه را به بخش های قابل مدیریتی مانند مفهوم (Conception )، توسعه (Development )، پدیدآوری (Realization) و خاتمه (Termination) تقسیم میکنند.
مقايسه استانداردهاي PMBOK و ISO 10006
تعريف پروژه
تعريف ISO 10006 از پروژه عليرغم صحيح بودن كمي طولاني است. ISO 10006 برروي فرایندها تا زمان اتمام و به نتيجه رسيدن آنها تأكيد دارد.
تعریف PMBOK خلاصهتر و هدفدارتر ارائه شده است. "موقتی بودن" از لحاظ PMBOK به این معنی است که پروژه باید دارای یک تاریخ شروع و پایان باشد. تعریف پروژه در PMBOK همچنین شامل تعریف "تمامی پروژهها، محصولات، خدمات و یا سایر نتایج قابل اندازهگیری را ارائه مینمایند" میباشد.
تعریف پروژه از دیدگاه دو استاندارد ISO 10006 و PMBOK
|
از دیدگاه PMBOK |
از دیدگاه ISO 1006 |
|
تلاشی موقتی برای ایجاد یک محصول یا ارائه خدمات منحصربهفرد |
فرایند منحصربهفرد، شامل مجموعهای از فعالیتهای هماهنگ و کنترل شده و دارای شروع و پایان مشخص، برای دستیابی به یک هدف مطابق با نیازهای تعریف شده و در چارچوب محدودیتهای زمانی، هزینهای و منابع |
ویژگیهای یک پروژه
استاندارد PMBOK، در مقایسه با استاندارد ISO 10006تعریف خلاصهتری را از ویژگیهای پروژه ارائه مینماید. تمامی پروژهها برنامهریزی، اجرا و کنترل میشوند به شرط آنکه حرکت پروژه در مسیر تعیین شده باشد. پروژهها معمولاً با محدودیت منابع مواجه میگردند. طبیعت پروژهها بهگونهای است که همیشه زمان، پول و افراد بیشتری را طلب مینمایند. ISO 10006، پروژه را بهعنوان یک مرحله (یا فاز) تکرارناپذیر تعریف مینماید. هرچند این مسأله همیشه نیز مصداق ندارد و در مواقعی، مراحل ممکن است تکرار شوند ولی خروجیهای آنها میتواند منحصربهفرد باشند.
ویژگیهای یک پروژه از دیدگاه دو استاندارد ISO 10006 و PMBOK
|
از دیدگاه PMBOK |
از دیدگاه ISO 1006 |
|
|
ویژگیهای یک پروژه
|
برنامه کیفیت
تعریفی که ISO 10006و PMBOK برای استانداردهای کیفی ارائه نمودهاند با وجود دارا بودن یک سری تفاوتها، بسیار شبیه به هم هستند. در تمامی پروژهها باید خط مشی و استانداردهای کیفی قابل استفاده و چگونگی پیادهسازی خط مشی کیفیت توسط تیم پروژه تعیین گردند. در مرحله بعد این استانداردها به همراه فرایندهایی که تطابق روند مدیریت پروژه را با خط مشی کیفیت پروژه مشخص مینمایند، در برنامه پروژه مورد استفاده قرار میگیرند.
برنامه كيفيت از دیدگاه دو استاندارد ISO 10006 و PMBOK
|
از دیدگاه PMBOK |
از دیدگاه ISO 1006 |
|
|
مدرکی است که مشخص مینماید رویهها و منابع مرتبط توسط چه کسی و در چه زمانی به یک پروژه، محصول یا قرارداد تعریف شده تخصیص داده میشوند |
مسئولیت مدیریت
ISO 10006تصریح مینماید که مدیریت ارشد در رسیدن پروژه به اهداف موردنظر، دارای نقش مهمی است. نقش مدیران ارشد ارائه پشتیبانیها، تأییدیهها و برخی موارد دیگر میباشد. درک مدیران از نقش خود در رساندن پروژه به اهداف موردنظر بسیار مهم میباشد. PMBOK در این حیطه مهم بهصورت اجمالی و از طریق الزام به تهیه منشور پروژه وارد میشود.
ISO 10006 تأکید مینماید که پروژهها باید بهصورت استراتژیک سازماندهی شوند و PMBOK نیز استراتژیهای سازمانی را بهعنوان ورودی فرایندهای خود در نظر میگیرد و پرداخت مشروح به آنها را به استانداردهای همخانواده خود در ارتباط با طرح و سبد پروژه واگذار مینماید. پروژههایی که به استراتژیهای سازمانی و دپارتمانی مرتبط نیستند، خطر شکست بیشتری دارند چرا که تغییر اولويتهاي سازماني باعث خواهد شد كه آنها از نظر اهميت به انتهاي فهرست پروژهها منتقل گردند و در نتيجه پروژههايي كه بهصورت استراتژيك سازماندهي شدهاند اولويت بالايي خواهند داشت. در تصميمگيري در مورد حفظ و يا حذف پروژهها، وجود فرایندهاي تصميمسازي از اهميت بسزايي برخوردار میباشند.
تعهد مدیریت
PMBOK بیشتر بر ارائه تعاریف و ابزارهای پیشنهادی برای مدیریت پروژهها تأکید دارد. در مقايسه ISO 10006 در اين زمينه بسيار قوي بوده و راهنماييهاي بيشتري را ارائه مینماید. بسیاری از پروژهها از فقدان حمایت مدیریت رنج میبرند. مدیریت باید در صورت لزوم در نقش حامی پروژه (Project Sponsor ) و یا مدیر اجرایی (Functional Manager)، که متعهد به تأمین منابع برای تیم پروژه میباشد، عمل کند.
تمرکز بر مشتریان / ذینفعان
بر مبنایISO 10006 تمرکز بر مشتری در پروژهها امری حیاتی برای رسیدن به موفقیت است. استاندارد ISO 10006 اشاره میکند که فرایند پروژه به سایر فرایندهای سازمان وابسته بوده و تمام کار را بهعنوان یک فرایند در نظر میگیرد. به این جنبه از مدیریت پروژه در PMBOK کمتر پرداخته شده است. PMBOK انواع متنوعی از ذینفعان و مشتریانی که تحتتأثیر پروژه هستند را ترسیم مینماید.
هم PMBOK و همISO 10006 اهمیت مشتری را بسیار واضح بیان نمودهاند، گرچه PMBOK در توصیف نیاز به شناخت مشتری، تعیین نیازمندیها و مدیریت آنها در خلال پروژه، توضیحات کاملتری را ارائه نموده است.
تمرکز بر مشتریان/ ذینفعان از دیدگاه دو استاندارد ISO 10006 و PMBOK
|
از دیدگاه PMBOK |
از دیدگاه ISO 1006 |
|
ذینفعان پروژه ذینفعان اشخاص و یا سازمانهایی هستند که بهطور فعالی در پروژه درگیر بوده و علاقهمندیهای آنها ممکن است به شکل منفی یا مثبت بر اجرا و یا تکمیل تأثیر بگذارد. دینفعان پروژه باید تعریف شده، نیازهای آنها شناسایی گردیده و برای حصول اطمینان از موفقیت پروژه مدیریت شوند. |
تمرکز بر مشتریان سازمانها به مشتریان خود وابستهاند و در نتیجه باید نیازهای فعلی و آتی مشتریان را درک نموده، آنها را برآورده ساخته و حداکثر کوشش خود را در رسیدن به اهداف ورای خواستههای آنها انجام دهد. |
فرایند و رویکرد سیستمی به مدیریت (Process & System Approach to Management)
ISO 10006 رویکرد فرایندی و رویکرد سیستمی به مدیریت را همراه با توجه به بهبود مستمر و رویکرد تصمیمگیری براساس واقعیت و روابط سودمند متقابل بین کارفرمایان و مجریان بهصورت برجسته مورد توجه قرارداده است. در PMBOK نیز رویکرد فرایندی و نیاز به بهبود مستمر مورد تأکید قرار داده شده است. هرچند هیچیک از این دو استاندارد شیوههای دستیابی به بهبود مستمر و انتقال این دانش به دیگران را تشریح ننمودهاند.
بازبینیهای مدیریت/ ارتباطات (Management Reviews/Communication)
ISO 10006 فرایند گزارشگیری مستمر مدیریت در رابطه با پروژه و توانایی پروژه برای تحقق برنامه مدیریت کیفیت را تشریح مینماید. در مقایسه PMBOK اطلاعاتی در رابطه با نیاز به پیادهسازی مدیریت کیفیت را تشریح میکند. اما اطلاعات خاصی را در رابطه با روش ارتباط آن با مدیریت ارائه نمینماید. هرچند PMBOK نیاز به مراوده با تمامی ذینفعان (مانند مدیریت) در رابطه با پیشرفت پروژه را مطرح مینماید. میتوان چنین برداشت نمود که این مطلب شامل توانایی پروژه برای دستیابی به استانداردهای کیفی نیز میشود بهطورکلی ISO 10006در رابطه با نیاز مدیریت به مشارکت در کیفیت پروژه توضیحات کاملتری را ارائه کرده است.
فرایندهای مرتبط با منابع
ISO 10006 فرایند شناسایی و تحصیل منابع لازم برای پروژه را بهصورت کلی دربرگیرنده مینماید که شامل توصیفی از چگونگی بازبینی نیازمندیهای منابع میباشد. PMBOK به طریق مشابه عمل مینماید اما بهجای فرایند تحصیل و مدیریت منابع، بیشتر بر قرارداد تأکید مینماید.
PMBOK ماتریس مدیریت را که شامل وظایف مدیریت برای تأمین منابع جهت حصول اطمینان از موفقیت پروژه است تشریح کرده و آن را در فرایند تدارکات بهطور گستردهای شرح میدهد.
فرایندهای مرتبط با منابع از دیدگاه دو استاندارد ISO 10006 و PMBO
|
از دیدگاه PMBOK |
از دیدگاه ISO 1006 |
|
مدیریت تدارکات پروژه فرایندهای موردنیاز برای تأمین کالاها و خدمات خارج از سازمان و مدیریت ارتباطات با فروشنده را شامل میشود. |
فرایندهای مرتبط با منابع شامل فرایندهایی برای برنامهریزی و کنترل منابع که به شناخت مشکلات بالقوه کمک مینماید، میباشد. تجهیزات، تسهیلات، امکانات مالی، اطلاعات، مواد، پرسنل، خدمات و غیره به عنوان منابع تعریف میشوند. |
فرایندهای مرتبط با کارکنان
هر دو استاندارد ISO 10006وPMBOK نیاز به وجود يك ساختار سازماني مشخص برای مديريت پروژه را مورد تأکید قرار داده و نكاتي را در خصوص جذب، آموزش و مديريت كاركنان پروژه تمركز دارد را شامل ميشوند. همچنين هر دو استاندارد بر نياز به مشخص بودن قابليتهاي كاركنان و اقدامات موردنياز براي تشكيل تيم پروژه را تشریح مینمايد.
بهطوركلي، هر دو استاندارد بر این موضوع تأکید دارند كه مدير پروژه بايد توانايي تیم پروژه را افزایش داده و مشارکت آن را در پروژه تقویت نماید.
تحقق محصول
ISO 10006 گروه فرایندی لازم در پروژه را برای تولید محصول پروژه تعریف مینماید که عبارتند از: فرایندهای مرتبط با وابستگی متقابل، محدوده، زمان، هزینه، ارتباطات، ریسک و تدارکات.
تعاریف و راهکارهای تشریح شده توسط ISO 10006 برای هر گروه فرایند مدیریت پروژه، بسیار کارآمد است اما جایگاه قرارگیری بعضی از این گروه فرایندها در طول پروژه بهطور کامل تشریح نشده است.
PMBOK فرایند مدیریت پروژه را به 5 گروه فرایندی آغاز، برنامهریزی؛ کنترل، اجرا و اختتام تقسیم مینماید. اما آنچه که باید در داخل هر یک از آنها انجام شود را بهطور کامل تشریح نکرده است.
اندازهگیری، تجزیه و تحلیل و بهبود
ISO 10006 و PMBOK نیاز پروژه به داشتن فرایندهای اختتامی، ارزیابی و مستندسازی درسهای آموخته شده را تعریف میکنند. علاوه بر این هر دو بیان میدارند که باید سیستمی مستقر شود تا تجربیات کسب شده بهگونهای ارزیابی شوند که دانش حاصل از یک پروژه به پروژه دیگر قابل انتقال باشد. اما چگونگی این انتقال را تشریح نمینمایند.

قابل توجه سازمان ها ، شركت ها ، اساتيد و دانشجويان محترم ، مديريت وبلاگ آماده پذيرش هر گونه درخواست در زمينه مقاله ، جزوه ، و انجام كارهای پروژه ای شماست...